
(عکس: رخشید فنایی)
استیتمنت به مثابه کالا
رمز ماندگاری یک متن تبدیل آن به تصویر در ذهن مخاطب است همانطور که تمام متن ها و نوشته های
ماندگار پر از تصویر ذهنی هستند این در حالی است که ما امروزه در تلاش هستیم تصویر های خود را با استفاده از متن در ذهن
مخاطب مان ماندگار سازیم..
استیتمنت های ما شعرالفاظی هستند که نیازی به معنی ندارند و با روندی که پیش گرفته ایم بیش از پیش بر مد شدگی این قبیل
استیتمنت ها صحه می گذاریم, این مدشدگی نشان از کالا شدگی آن ها دارد, کالایی مصرفی که در این روزها به نوعی سوء مصرف
در بین جامعه هنرمندان ما بدل شده است. وجود استیتمنت ویا معادل غلط آن ( بیانیه ) برای فهم بهتر اثر است نه سوق اثر به سمت
گنگی و نامفهومی بیشتر و شیک بودگی این بیانیه های گنگ نشان از آن دارد که ما خواهان هرآنچه که تهی است و فهمیده نمی شود هستیم
برچسب قرمز رنگی (برچسب فروش) هم که توسط خود مینا یعقوب زیر یک قاب خالی چسبانده شده بود, گواه همین موضوع است.
استیتمنت نمایشگاه :
این روزها شهر را نمایشگاه های زیادی با آثار تو خالی و استیتمنت های گنگ و نامفهوم محاصره کرده اند. نمایشگاه حاضر در
گالری علیها اعتراضی است علیه این روند ضد هنری و تلاشی است برای به چالش کشیدن جسارت مخاطب برای باور کردن شعور
شخصی خود. امیدوارم روزی فرا برسد که آگاهی نه فقط در کتاب های خاک خورده, بلکه در دل شهر, کوچه به کوچه, خانه به خانه
جریان داشته باشد. آرزوی من به عنوان یک منتقد هنری این است که بیننده آثاری اصیل وخالص باشم و باور دارم که هنر, تنها
عنصر انسانی زمان است.